انقلابی به نام فروغ فرخزاد

انقلابی به نام فروغ فرخزاد
[تعداد: ۱   میانگین: ۱/۵]

انقلابی به نام فروغ فرخزاد: فروغ فرخزاد یکی از زنانی است که به عنوان یک شاعر نقش بسیار اساسی
در تحولات اجتماعی ایران داشته است. در این نوشتار سعی کرده‌ام به تحولاتی که او
در جامعه‌ی ایرانی و همچنین شعر فارسی ایجاد کرده است بپردازم.

فروغ فرخزاد

در جامعه‌ای که همیشه در آن مردان تعیین‌کننده بوده‌اند، زن بودن دشوار است. در این جامعه زن یا
اضافی و حذف شدنی است یا اینکه برای بقای خود باید هویتش را از مردان بگیرد و منتظر مهر تایید آنان باشد.
در واقع این هویت کسب‌شده حاصل تعریف مردان از زنان است و آنان نقشی در تعریف خودشان
به عنوان موجدیتی مستقل ندارند. عجیب آن است که زنان این جامعه، آزادی و استقلال را زشت می‌دانند.
در این چنین فضایی ظهور زنی که برای خودبودن تلاش می‌کند و قصد دارد هویتی مستقل برای خودش تعریف کند،هویتی که زاییدۀ خود جامعۀ زنان است، خواب و خیالی بیش نیست؛ اما در دهۀ چهارم و پنجم ایران معاصر، انقلابی رخ می‌دهد و خواب و خیال‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کند.

انقلاب فروغ در ساختارهای اجتماعی

فروغ فرخزاد یک انقلاب است؛ اما نه فقط یک انقلاب ادبی بلکه او توانست گفتمان تازه‌ای را
از «زن» و «زیست زنانه» در جامعه معاصر ایجاد کند. او پیوسته  تلاش می‌کرد که هر طور شده
از سطح عادی مردم یک قدم بالاتر بگذارد و به معنای دقیق کلمه «خودش» باشد.
فروغ در یکی از نامه‌هایی که به همسر سابقش، پرویز شاپور، نوشته است، زندگی ایده‌آلش را اینگونه توصیف می‌کند:
«من همیشه دوستدارِ یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بوده‌ام، شاید خنده‌ات بگیرد اگر بگویم من
دلم می‌خواهد پیاده دور دنیا بگردم! من دلم می‌خواهد توی خیابان‌ها مثل بچه‌ها برقصم، بخندم، فریاد بزنم!
من دلم می‌خواهد کاری کنم که نقضِ قانون باشد… شاید بگویی طبیعتِ متمایل به گناهی دارم؛
ولی اینطور نیست. من از این که کاری عجیب بکنم لذت می‌برم!».

انقلابی به نام فروغ فرخزاد

این نوع نگاه در جامعه‌ای که هنوز منش مردسالانه داشت و زن‌بودن از سمت زنان هم تقبیح می‌شد، بسیار عجیب و غریب جلوه می‌کرد؛ ولی همانطور که گفتیم فروغ فرخزاد یک انقلاب بود و بر علیه تمامی کلیشه‌های جامعه‌اش ایستاد و حضورش را به عنوان یک «زن» که دارای تفکر است، تثبیت کرد و نوآورترین شاعر مستقل زن در ادبیات فارسی شد.

انقلاب فروغ در شعر فارسی

کار فروغ در حیطهٔ شعر بسیار دشوارتر از مردان شاعر بود. فروغ فرخزاد برای طی مسیر شاعری
باید از دو مانع بزرگ عبور می‌کرد، موانعی که شاعران مرد با آن روبه‌رو نبودند:
از یک‌سو فروغ با کلیشه‌ها و تعریف‌های سنتی از زنان مواجه بود؛ زیرا در ادبیات فارسی شاعر زن نداشتیم
و از دیگر سو سنت‌های شعر فارسی کاملا مردانه بودند و جهانی مذکرانه داشتند و به درد
بیان روحیات زنانه نمی‌خوردند؛ پشت سر گذاشتن این دو مانع بزرگ مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی هنری‌ادبی فروغ فرخزاد است. فرخزاد با وارد کردن احساسات و ذهنیت زنانه نظام تازه‌ای را در ادبیات فارسی ایجاد ‌کرد.


قبل از او اگر زنی قصد سرودن شعر داشت، باید از استعاره‌ها و تصاویر و تخیل مردانه استفاده می‌کرد؛
ولی فروغ فرخزاد با عبور از جهان‌ شاعرانۀ مردانه، جهان شاعرانه‌ای را ساخت که در تاریخ ادبیات فارسی بی‌سابقه است.
محتوای شعر فروغ نیز ازمفاهیم نو و پیشتاز پر است. فروغ در شعرش دیگر زن مفعول سنتی نیست.
او گاهی به عنوان عاشقی که حق انتخاب دارد، معرفی می‌شود و گاهی نیز به عنوان زنی تنها صحبت می‌کند،
زنی که نیازمند تکیه‌گاه‌های مردانه نیست و در شعرهایش می‌توان جهان‌بینی او را به عنوان یک انسانی  مدرن دید.

ناگفته نماند که فروغ فرخزاد فقط شاعر عاشقانه‌سرا نیست بلکه به اوضاع اجتماعی خودش نیز آگاه است و این خود نشان‌ می‌دهد که توانسته است در برابر کلیشه‌های موجود بر علیه زنان قد علم کند و از او زنی پستو‌نشینِ منفعل فاصله بگیرد.
شعرهای «ای مرز پر گهر» و «دلم برای باغچه می‌سوزد» و «کسی که مثل هیچ کس نیست» به خوبی آگاهی فروغ را از جامعه نشان می‌دهد.

آثار فروغ فرخزاد

او در طول زندگی ۳۲ سالهٔ خود؛ پنج مجموعهٔ شعر چاپ کرد:
۱.اسیر
۲.دیوار
۳. عصیان
۴. تولدی دیگر
۵. ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

در میان این مجموعه‌ها دو مجموعهٔ «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» از بهترین مجموعه‌های شعر معاصر است.

فعالیت‌های فروغ فقط محدود به شعر نمی‌شود و حوزهٔ سینما را نیز در بر می‌گیرد و  فیلم «خانه، سیاه است» حاصل فعالیت‌های او در زمینهٔ سینماست.

فروغ فرخزاد با شعر و اندیشه‌اش قدمی بزرگ را در تاریخ معاصر ایران، برای تغییر و پیشرفت برداشت. قدمی که در کم از انقلاب مشروطه و ملی شدن صنعت نفت نداشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *