فرمالیسم در شعر

فرمالیسم در شعر
[تعداد: 0   میانگین:  0/5]

فرمالیسم یکی از نظریه‌های ادبی است. این نظریه‌ی ادبی در اوایل قرن بیستم شروع به شکل‌گیری کرد. این نظریه‌‌ی ادبی دارای چند اصل کلی است. در این نوشتار قصد دارم تا به معرفی اصول بنیادین فرمالیسم در شعر می‌پردازیم:

فرمالیسم در شعر

اثر ادبی یک ابژه‌ی قائم‌به‌ذات است.

۱. اثر ادبی حکم ابژه‌ی قائم‌به‌ذات دارد. هرچیزی در جهان اطراف ما ابژه‌ای که چه ما از آن استفاده کنیم چه از آن استفاده نمی‌کنیم، باز هویت خود را دارد. برای مثال می‌توان به صندلی اشاره کرد. اگر روی آن بنشینیم چه روی آن ننشینیم، باز هم نامش صندلی است و مکانی برای نشستن. فرمالیست‌ها نیز به اثر ادبی چنین نگاهی می‌کنند. اثر ادبی از نظر آن‌ها وجود خود را مدیون هیچ درک‌کننده‌ای نیست. متن موجودیتی از آن خود دارد.  برای درک آن نباید به مرجعی بیرونی اشاره کنیم. فرمالیست‌ها معتقدند اثر ادبی را نباید برای درک فهم تاریخ یا شخصیت و زندگی مؤلف آن برررسی کرد.

شعر بیان احساسات فردی شاعر نیست.

۲. شعر بیان احساسات فردی یا تبلور شخصیت شاعر نیست. تی‌اس‌الیوت مقاله‌ای معروف دارد که این مقاله
نقش بسیار اساسی در شکل‌گیری فرمالیسم داشت. او در مقاله‌ی «سنت و قریحه‌ی  اعلام می‌کند که
شاعر در پی  ابراز شخصیتش نیست. تاثرات ذهنی و تجربیاتی که برای شخص شاعر اهمیت دارند، ممکن است در شعر او منعکس نشوند و تجربیاتی که شاعر به بیان آن‌ها در شعرش می‌پردازد ممکن است در خود یعنی شخصیتش نقش بسیار ناچیزی داشته باشد. شاعر در شعرهایش به مسائل «عام انسانی» می‌پردازد. حتی اگر شاعر شعری را با تأثر از یکی از اتفاق‌های شخصی‌اش بسراید، آن شعر به نحوی به تجربیات عام انسان مربوط می‌شود. به عبارت دیگر فرمالیست‌ها برای فهم معنای یک متن به زندگی شاعر توجه نمی‌کنند بلکه به بررسی خود متن ادبی فارغ از اتفاق‌های زندگی سراینده‌اش می‌پردازند.

فرمالسیم و مغلطه‌ی احساس

  1. حساب نقد ادبی با بیان تاثیری که متن بر خواننده می‌گذارد، کاملا جداست. فرق بسیار مهمی که بین خواننده‌ و منتقد ادبی وجود دارد این است که خواننده‌ی عادی در هنگام نظر دادن درباره‌ی یک اثر ادبی احساسش را بیان می‌کند. در حالی که منتقد ادبی به بررسی و توصیف ویژگی‌های متن می‌پردازد. فرمالیست‌ها به این مفهوم «مغالطه‌ی احساس» می‌گویند. در این باره همانطور که گفته شد خواننده بیشتر به احساس‌های خود می‌پردازد و می‌گوید: «هنگامی که یک اثر ادبی را خواندم هیجان‌زده یا غمگین یا شاد شدم.» به میزانی که این احساس بیشتر باشد میزان مغالطه نیز بیشتر خواهد بود. امکان دارد یک اثر ادبی از لحاظ ادبیت بسیار ضعیف باشد و ما آن را بخاطر مغالطه‌ی احساس اثر بسیار قدرتمندی بخوانیم. فرمالیست‌ها با شناخت چنین مسئله‌ای اذعان دارند که یک اثر ادبی در صورتی زیباست که بتوان ادبیت قابل قبولی را به ما عرضه کند.

فرمالیسم و مغلطه‌ی نیت مؤلف

همانطور که گفته شد، در نظریه‌ی فرمالیسم باید به خود متن پرداخته شود. از همین روی پیدا کردن منظور شاعر و نیتی که از نوشتن اثر ادبی داشته است، کاملا بیهوده می‌نماید. هنگامی که منتقد می‌خواهد متن را را بررسی کند و معنای آن را مشخص ، صرفا به بررسی ارتباطی که بندهای مختلف شعر باهم دارند، می‌پردازد. چرا که یگانه مکانی که می‌توان فهمید شاعر چه چیزی می‌خواسته بگوید خود متن اوست نه حواشی آن و زندگی نامه‌ی شاعر. از دیگر سو باید گفت که بسیاری از شعرها هنگامی سروده می‌شوند، با ذهنیتی که شاعر قبل از نوشتنشان داشته، متفاوت هستند.

فرمالیسم و وحدت اندام‌وار متن ادبی

۴. کار منتقد ادبی از نگاه فرمالیست‌ها کشف و تبیین وحدت اندام‌وار متن است. اجزا هر متن  ادبی از درون متن به یک دیگر مرتبط می‌شوند و کلیتی زیبایی‌شناختی را به وجود می‌آورند. آنان معتقدند که نوشتن یک متن ادبی آفرینش کلیتی منسجم از اجزایی است که در بود امر نامنسجم هستند. متن ادبی ابتدا متشکل از از ایده‌ها، افکار،‌ تصاویر و تعابیری پراکنده و نامرتبط است. مؤلف می‌کوشد تا آن‌ها را به نحوی به یکدیگر مرتبط سازد. از نظر آن‌ها مؤلف شخصی است که محتوای تجربیات انسان را انتظام و ساختار می‌بخشد.  این رویکرد نقد ادبی بر این باور است که اثر ادبی مانند موجودی زنده است که همچنان که هر کدام از اندام‌های بدن در ارتباطی انتظام‌یافته با سایر اعضا عمل می‌کند، اجزا یک متن ادبی هم با یکدیگر باید مرتبط باشند.

فهم مطالب بالا نیازمند آوردن نظریه در عمل است. برای فهم بهتر نوشتار تحلیل فرمالیسمی شعر را بخوانید.

سجاد ایران‌پور
ممنون از اینکه با ذکر منبع هم‌رسانی می‌کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *