نقد فیلم خاطرات قتل “Memories of Murder”

بررسی و نقد فیلم «خاطرات قتل» "Memory of Murder"

در این نوشتار قصد دارم به بررسی و نقد فیلم خاطرات قتل Memories of Murder
ساخته‌ی بونگ جون-هو بپردازم. ابتدا توضیحاتی درباره فیلم و روایتش، به گونه‌ای که فیلم را
لوث نکنم، می‌دهم. سپس به تعریف بعضی از مفاهیم علوم شناختی می‌پردازم و اطلاعات
داده شده را روی فیلم پیاده می‌کنم.

داستان فیلم

فیلم خاطرات قتل در ژانر جنایی طبقه‌بندی می‌شود و روایت قاتلی سریالی است
که در یکی از شهرهای کوچک کره‌ی جنوبی زندگی می‌کند. او به طور کاملا حرفه‌ای دست
به قتل می‌زند و شکار او نیز اکثرا دختران جوان هستند. مسئولیت بررسی این قتل‌ها به عهده‌ی کارآگاهی آماتور است.

این کارآگاه نمی‌تواند از پس حل کردن این معما برآید. پس کارآگاهی حرفه‌ای را از سئول،
پایتخت کره‌ی جنوبی، برای حل کردن این معما می‌فرستند. در نتیجه فیلم در دو سطح
جلو می‌رود. سطح اول تلاش پلیس برای پیدا کردن قاتل و سطح دوم کشمکشی
بین کارآگاه مبتدی و کارآگاه حرفه‌ای ازسئول‌آمده.

بررسی و نقد فیلم «خاطرات مرگ» "Memory of Murder"
بررسی و نقد فیلم «خاطرات قتل» “Memory of Murder”

علوم شناختی

مقوله‌بندی

جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، سرشار از گوناگونی‌ و تنوع است. این گوناگونی عوامل
طبیعی مانند حیوانات، ستاره‌ها، درخت‌ها، رودها و … و عوامل مرتبط با انسان از تیپ و ظاهر
گرفته تا شغل‌ها و مسائل انتزاعی را در بر می‌گیرد.
ذهن انسان برای اینکه بتواند این حجم ‌گسترده از تنوع را تحمل کند، دست به مقوله‌بندی این مفاهیم می‌کند.
همهٔ ما می‌دانیم که حیوان خانگی یا گل تزئینی چیست، هنگامی که پای یکی از این
مفاهیم به میان بیاید، مفهومی مرکزی در ذهن ما ایجاد می‌کند که نمایندهٔ تمام و کمال یک
پدیده‌ است. مفهوم درذهن‌ایجادشده تمامی صفات کلی یک پدیده را در پوشش می‌دهد و تمامی ویژگی‌های خاص را کنار می‌گذارد.

مثالی برای مقوله‌بندی

برای مثال همه‌ی ما می‌دانیم میز چیزی است که بر روی آن می‌توانیم شام بخوریم‌. گزاره‌ی
«میز وسیله‌ای که می‌توان روی آن شام خورد» همان مفهوم کلی پدیده‌ی میز است.
اگر دقت کنید ما در این تعریف به تعداد پایه‌های میز، به جنس آن و حتی به اندازهٔ آن اشاره
نکردیم. چرا که این‌ها همگی ویژگی‌های خاص هستند.
این فرایند یعنی نگه‌داشتن ویژگی‌های کلی و فراموش کردن مفاهیم جزئی را مقوله‌بندی
می‌گویند. با این فذایند جهان گوناگون اطرافمان، شکل ساده‌تر و کلی‌تری را برای شناخته
شدن به خوپ می‌گیرد و کار را برای ما آسان می‌کند.

فرایند کلیشه‌سازی

کلیشه‌‌سازی

مقوله‌بندی هرچند راهمان را برای درک جهان هموار می‌کند؛ اما از سوی دیگر ما را به ورطه‌ی
خطرناک کلیشه‌سازی نیز سوق می‌دهد.
مقوله‌بندی یک مفهوم هنگامی که در اجتماع رخ می‌دهد، پس از مدتی تصورات ما از مفاهیم
را به صورت قطعی در می‌آورد به گونه‌ای که گمان می‌کنیم مو لای درز درکمان نمی‌رود و این
همان کلیشه‌سازی است.
مثلا همهٔ ما تصور خاصی از حیوان خانگی داری و حیوانات خاصی را در آن مقوله‌بندی
می‌کنیم‌. برای مثال سگ و گربه و همستر را جز حیوانات خانگی طبقه‌بندی می‌کنیم، حال
وقتی فردی در اطرافمان از مار به عنوان حیوان خانگی نام می‌برد، تعجب می‌کنیم.

پس تا اینجای کار مشخص شد که ما برای شناخت راحت‌تر اطرافمان دست به مقوله‌سازی
می‌زنیم و این مقوله‌سازی ما را به سمت کلیشه‌ها سوق می‌دهد.

بررسی و نقد فیلم «خاطرات قتل» “Memories of Murder”

کلیشه‌ی کارآگاه و قاتل در فیلم

کلیشه‌ی ظاهر

لحظه‌ای چشم‌های خود را ببندید و تصوراتی که در ذهن شما با شنیدن واژه‌‌ی کارآگاه
می‌آید، مرور کنید. حدس من این است که فردی با بارانی بلند که بر تنش خوب نشسته
با یک کلاه بسیار زیبا اولین چیزی است که در ذهن شما ایجاد می‌شود. این اولین
کلیشه‌ای است که از ظاهر کارآگاه در ذهن ما وجود دارد. در واقع زندگی ما و آنچه که در فیلم‌های جنایی‌کارآگاهی دیده‌ایم به ما نشان داده است که یک کارآگاه بدین شکل است. ما این خصوصیات را تبدیل به خصوصیات کلی یک کار آگاه می‌کنیم و دست به تعریف آن می‌زنیم.

بازیگران فیلم «خاطرات قتل» "Memory of Murder"
بازیگران فیلم «خاطرات قتل» “Memory of Murder”

در فیلم «خاطرات قتل» “Memories of Murder” آنچه از ظاهر کارآگاه وجود دارد
متفاوت‌تر از آنچیزی است که در ذهن داریم. با اینکه فضای فیلم در کره‌ی بارانی اتفاق میفتد،
اما چیزی به عنوان بارانی بر تن کارآگاهان وجود ندارد. حتی آن‌ها از ابزارهای معلمول
کارآگاهان نیز استفاده نمی‌کنند. جالب این جاست که کارآگاه حرفی ازسئول‌آمده نیز ظاهر کارآگاهان خارجی را ندارد.

این کلیشه‌شکنی صرفا محدود به لباس و ظاهر نیست، بلکه مفهوم و شخصیت کارآگاه را نیز نشانه می‌رود.

کلیشه‌ی شخصیت و مفهوم

شخصیت‌پردازی کارآگاه در بررسی و نقد فیلم خاطرات قتل Memories of Murder یکی از تجلی‌گاه‌های کلیشه‌شکنی در ژانر فیلم‌های جنایی است. هنگامی فیلم‌های کارآگاهی مانند شرلوکهلمز را می‌بینیم، کارآگاهان با مهارت خیره‌کننده‌ای به دنبال سرنخ‌های موجود می‌گردند. این در حالی است که کارآگاهان فیلم خاطرات قتل Memories of Murder افرادی عادی هستند که نه قیافه‌شان به کارآگاهان شبیه است نه تجربه‌‌ای در امر کارآگاهی دارند. دوکارآگاه محلی هیچگونه روش درست و حرفه‌ای در زمینه‌ی بازجویی ندارند و مضنون‌ها را تا حد مرگ کتک می‌زنند. آنان بر خلاف همتایان هالیوودی خود روشی پیشرفته‌ای یا هوش وافری برای بررسی صحنه‌های جرم ندارند. در نتیجه باید به غرایز خود پناه ببرند. مانند خواندن چشم‌ها یا متوسل شدن به جادو و طلسم.

این کلیشه‌شکنی حتی با کارآگاه حرفه‌ای فیلم نیز سروکار دارد. این کارآگاه که هیچ‌گاه اشتباه نکرده است؛ اما در انتهای فیلم می‌توان خوردشدن کلیشه‌ی کارآگاه همه‌چیزدان را درباره‌ی او مشاهده کرد.

کلیشه‌ی قاتل

در تمام فیلم منتظر دیدن شکل قاتل هستیم. آنچه که در ذهن ما از قاتلی سریالی که به‌طرز
وحشیانه‌ای دختران جوان را می‌کشد، بسیار وحشتناک است. اما سکانس انتهایی فیلم
کلیشه‌شکنی را کامل می‌کند. دختربچه‌ای تصویر کسی که به یکی از صحنه‌های جرم
بازگشته است و اعتراف به انجام کاری را در این مکان کرده است اینگونه توصیف می‌کند:
«چهره‌ای بسیار ساده و معمولی داشت».

نتیجه‌گیری

در واقع کارگردان فیلم خاطرات قتل Memories of Murder با ظرافت بسیار خاصی سعی
کرده‌است تا آنچه رسانه‌ها و دیگر فیلم‌ها از کارآگاه و تصور قاتل در ذهنمان می‌سازند بزداید
و با این کار، گامی بزرگ در هنر که اصالتش به همین کلیشه‌شکنی‌هاست، بردارد.

همچنین بخوانید: نقد فیلم بمب؛ یک عاشقانه

سجاد ایران‌پور
ممنون ازینکه این مطلب را با ذکر منبع به اشتراک می‌گذارید.

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار سوم

آموزش وزن و عروض - درس‌گفتار سوم

در آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار سوم به نکات بسیار مهم و ضروری در هجاکشی کلمات می‌پردازیم. حتما این نکات هجاکشی را به خاطر بسپارید، چرا که یادنگرفتن یکی از این نکات شما را از تقطیع درست بیت و فهمیدن وزن یا نوشتن یک شعر باز می‌دارد.اگر هنوز را مطالعه نکرده‌اید حتما به فراگیری آن دو همت گمارید.

با هم آموزش وزن و عروض را دنبال میکنیم.

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار سوم

همانطور که در درس‌گفتار دوم آموزش وزن و عروض ‌گفتیم هجاهای زبان فارسی به سه دستهٔ «کوتاه»، «بلند» و کشیده تقسیم می‌شوند و هر کدام دارای قواعد خاصی هستند‌‌. قواعد درس‌گفتار دوم وزن و عروض بسیار ساده بودند، برای اینکه بتوانیم تمامی هجاهای کلمات را تشخیص دهیم باید به نکاتی که در آموزش وزن و عروض -درس‌گفتار سوم به بیان آن می‌پردازیم دقت کنیم.

نکتهٔ اول: نون ساکن

نکته‌ی دومی که به آن می‌پردازیم نکته‌ی بسیار غافلگیرکننده‌ای است که اکثرا در وزن و یادگیری عروض از آن غافلیم.

«نون ساکن» پس از «مصوت‌های بلند» حذف می‌شود. برای مثال کلمهٔ آسمان را باید این‌گونه وزن کنیم:
آ / سِ / ما
«نون» در هجای پایانی حذف شده است؛ زیرا ساکن است و هیچ‌ یک از حرکات اَ اِ اُ یا آ ای او را ندارد.
خانه: خا / نِ
اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که هرچند «نون» بعد از مصوت بلند آمده است، اما محذوف نیست چرا که حرکت اَ به خود گرفته است.
مثال دیگری می‌زنم تا این نکته برای شما عزیزان بهتر جا بیفتد.
خوانا : خا / نا
در این کلمه نیز نون با اینکه بعد از مصوت بلند آ آمده است، محذوف نیست زیرا پس از آن مصوت به خود گرفته است.

نکتهٔ دوم: قاعده‌ی پیاز

نکته‌ی دومی که در وزن و عروض می‌خواهیم به آن اشاره کنیم خطای بسیار رایجی که همگان در هجاکشی کلمات در وزن یابی و عروض دارند، این نکته است.
هنگامی که مصوت بلند «ای» به صامت «ی» برسد، تبدیل به مصوت کوتاه -ِ می‌شود. برای اینکه بتوانیم آن را به خوبی به خاط بسپاریم «قاعدهٔ پیاز» خواهیم گفت.
پی / یاز تبدیل می‌شود به پِ / یاز زیرا مصوت بلند «ای» به صامت «ی» رسیده است.
هخامنشیان: هَ / خا / مَ / نِ / شِ /یان
در واقع هجای «شی» به «شِ» تبدیل شده است زیرا بعد از مصوت «ی» آمده است.

نکتهٔ سوم: تشدید

حتما به حروف تشدیدار در وزن و عروض توجه بسیاری داشته باشید. حروفی که با تشدید آمده‌اند، دوبار نوشته می‌شوند.
بنّا: بن / نا
سجاد: سج / جاد

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار سوم به پایان رسید. لطفا کلماتی را که در ادامه می‌آید، ۱.هجاکشی کنید ۲. علامت‌های آن را بگذارید ۳. آن را کامنت کنید تا بتوانم درستی یا نادرستی آن را به شما بگویم.

اشکانیان
سیاه
دین
محبّت
بچّه
آیینه
سالیان

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار اول

آموزش وزن و عروض درس‌گفتار دوم

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار سوم

سجاد ایران‌پور
استفاده از این مطلب با ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد.
ممنون ازینکه رعایت می‌کنید.

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار دوم

آموزش وزن و عروض - درس‌گفتار دوم

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار دوم.
در درس‌گفتار اول آموزش وزن و عروض به تعریف صامت و مصوت و قوانین آن‌ها و چند نکته پرداختم. اکنون درین درس‌گفتار، آموزش وزن و عروض قافیه – درس‌گفتار دوم، می‌خواهم به تعریف «هجا»ها و انواع هجا در زبان فارسی بپردازم. هجاها در شعر فارسی به هجای کوتاه،‌ هجای بلند و هجای کشیده تقسیم می‌شوند

برای یادگیری «آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار دوم حتما باید «آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار اول» را به خوبی یاد گرفته باشید. پس اگر آن را نخوانده‌اید هر چه زودتر بخوانیدش.

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار دوم – کلیات

قبل از ورود به این درس چند نکته را باید بدانیم:
۱. با به هم پیوستن صامت‌ها و مصوت‌ها «کلمات» به وجود می‌آیند و هر کلمه از چند «هجا» تشکیل می‌شود.
۲. برای اینکه کارمان راحت‌تر شود می‌خواهیم کمی از ریاضیات استفاده کنیم. صامت‌ها و مصوت‌های کوتاه همیشه برابر با عدد ۱ هستند و مصوت‌های بلند برابر با عدد ۲.

تعریف هجا و انواع آن در وزن و عروض – درس‌گفتار دوم

هجا همان تعداد بخش‌های یک کلمه است. برای مثال کلمهٔ صندلی دارای سه هجا یا سه بخش است: صن / دلی
هجاهای هر کلمه دارای قواعد خاصی است که بر اساس این قواعد سه نوع «هجا» در زبان فارسی به وجود می‌‌آید.
۱. هجای کوتاه
۲. هجای بلند
۳. هجای کشیده

۱. هجای کوتاه: U
صامت ۱ + مصوت کوتاه ۱ (۲)
در واقع صامت و مصوت کوتاه هر دو برابر با عدد ۱ هستند. پس هر کجا جمع صامت و مصوت هجا ۲ شد آن هجای کوتاه است و با علامت U آن را نشان می‌دهیم.
تو: ت + -ُ
هجای بالا از یک صامت و یک مصوت کوتاه تشکیل شده است. پس جمع آن برابر ۲ می‌شود و نوعش هجای کوتاه U.

۲. هجای بلند: —
الف. صامت ۱ + مصوت بلند ۲ (۳) مثل: با، سی، مو و…
صامت برابر با یک است و مصوت بلند برابر با ۲ و جمعشان می‌شود سه.

ب. صامت ۱ + مصوت کوتاه ۱ + صامت ۱ (۳) مثل بَد، کَم، لُر و…
پس هرجا تعداد حروف هجای ما به ۳ رسید آن هجا بلند است و با علامت — آن را نشان می‌دهیمش.

۳. هجای کشیده —U
در این نوع از هجا، تعداد ریاضیاتی صامت و مصوت باید ۴ باشد.

الف: صامت ۱‌ + مصوت بلند ۲ + صامت ۱ که مجموعا می‌شوند ۴.
مثل: باد، تیز، روز

ب. صامت ۱ + مصوت کوتاه ۱ + صامت ۱ + صامت ۱ که مجموعا می‌شوند ۴.
مثل مُرد، کَرد، تَخت و…

پس در هجای کشیده میزان ریاضی صامت‌ها و مصوت‌ها باید ۴ باشد و هجای بلند را با علامت —U نشان می‌دهیم

آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار دوم به پایان‌ رسید. برای اینکه بتوان بهتر مطالب گفته شده را درک کرد، برای شما چند کلمه را «تقطیع هجایی» می‌کنم.

مثال‌ها

برای یادگیری مبحث هجاکشی در وزن و عروض به هجاکشی چند کلمه می‌پردازم:

۱. تنها: تَن/ها
تن: ت + -َ + ن
ها: ه + آ: ۳
پس کلمهٔ تنها می‌شود تن — / ها —

۲‌. بیداد: بی / داد
بی: ب + ای: ۳
داد: د + آ + د ۴
پس کلمهٔ بیداد می‌شود : بی — / داد —U

۳‌‌. سُرسُره: سُر / سُ / رِ
سر: س + -ُ + ر ۳
سُ: س + -ُ ۲
رِ: ر + -ِ
پس کلمهٔ سرسره می‌شود: — U U

تمرین‌های آموزش وزن و عروض – درس‌گفتار دوم

شما نیز کلمات بابا، مادر، برادر، خواهر، میز، بالشت را تقطیع کنید و کامنت کنید.

آموزش وزن و عروض و قافیه – درس‌گفتار اول

آموزش وزن و عروض و قافیه- درس‌گفتار دوم

سجاد ایران‌پور
استفاده از این مطلب با ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد.
ممنون ازینکه رعایت می‌کنید.

شعر «کسی که مثل هیچ کس نیست» از فروغ فرخزاد

حتما نوشتار انقلابی به نام فروغ فرخزاد را بخوانید.

من خواب دیده‌ام که کسی می‌آید
من خواب یک ستارهٔ قرمز دیده‌ام
و پلک چشمم هی می‌پرد
و کفش‌هایم هی جفت می‌شوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستارهٔ قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده‌ام
کسی می‌آید
کسی می‌آید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچکس نیست، مثل پدر نیست، مثل انسی
نیست، مثل یحیی نیست، مثل مادر نیست
و مثل آن کسی است که باید باشد
و قدش از درخت‌های خانهٔ معمار هم بلندتر است
و صورتش
از صورت امام زمان هم روشنتر
و از برادر سیدجواد هم
که رفته‌است
و رخت پاسبانی پوشیده‌است نمی‌ترسد
و از خود سیدجواد هم که تمام اتاق‌های منزل ما
مال اوست نمی‌ترسد
و اسمش آنچنانکه مادر
در اول نماز و در آخر نماز صدایش می‌کند
یا قاضی‌القضات است
یا حاجت‌الحاجات است
و می‌تواند
تمام حرف‌های سخت کتاب کلاس سوم را
با چشم‌های بسته بخواند
و می‌تواند حتی هزار را
بی آنکه کم بیاورد از روی بیست میلیون بردارد
و می‌تواند از مغازهٔ سیدجواد، هرچه که لازم دارد،
جنس نسیه بگیرد
و می‌تواند کاری کند که لامپ «الله»
که سبز بود: مثل صبح سحر سبز بود.
دوباره روی آسمان مسجد مفتاحیان
روشن شود
آخ….
چقدر روشنی خوبست
چقدر روشنی خوبست
و من چقدر دلم می‌خواهد
که یحیی
یک چارچرخه داشته‌باشد
و یک چراغ زنبوری
و من چقدر دلم می‌خواهد
که روی چارچرخهٔ یحیی میان هندوانه‌ها و خربزه‌ها
بنشینم
و دور میدان محمدیه بچرخم
آخ…
چقدر دور میدان چرخیدن خوبست
چقدر روی پشت‌بام خوابیدن خوبست
چقدر باغ ملی رفتن خوبست
چقدر سینمای فردین خوبست
و من چقدر از همهٔ چیزهای خوب خوشم می‌آید
و من چقدر دلم می‌خواهد
که گیس دختر سید جواد را بکشم

چرا من اینهمه کوچک هستم
که در خیابان‌ها گم می‌شوم
چرا پدر که اینهمه کوچک نیست
و در خیابان‌ها گم نمی‌شود
کاری نمی‌کند که آنکسی که بخواب من آمده‌است،
روز آمدنش را جلو بیندازد
و مردم محله کشتارگاه
که خاک باغچه‌هاشان هم خونیست
و آب حوضشان هم خونیست
و تخت کفش‌هاشان هم خونیست
چرا کاری نمی‌کنند
چرا کاری نمی‌کنند

چقدر آفتاب زمستان تنبل است

من پله‌های پشت‌بام را جارو کرده‌ام
و شیشه‌های پنجره را هم شسته‌ام.
چرا پدر فقط باید
در خواب، خواب ببیند

من پله‌های پشت‌بام را جارو کرده‌ام
و شیشه‌های پنجره را هم شسته‌ام.

کسی می‌آید
کسی می‌آید
کسی که در دلش با ماست، در نفسش با ماست، در
صدایش با ماست

کسی که آمدنش را
نمی‌شود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت
کسی که زیر درخت‌های کهنهٔ یحیی بچه کرده‌است
و روز به روز
بزرگ می‌شود، بزرگ می‌شود
کسی که از باران، از صدای شرشر باران، از میان پچ و پچ
گل‌های اطلسی

کسی که از آسمان توپخانه در شب آتش‌بازی می‌آید
و سفره را میندازد
و نان را قسمت می‌کند
و پپسی را قسمت می‌کند
و باغ ملی را قسمت می‌کند
و شربت سیاه‌سرفه را قسمت می‌کند
و روز اسم‌نویسی را قسمت می‌کند
و نمرهٔ مریض‌خانه را قسمت می‌کند
و چکمه‌های لاستیکی را قسمت می‌کند
و سینمای فردین را قسمت می‌کند
درخت‌های دختر سیدجواد را قسمت می‌کند
و هرچه را که باد کرده‌باشد قسمت می‌کند
و سهم ما را می‌دهد
من خواب دیده‌ام…

شعر «دلم برای باغچه می‌سوزد» از فروغ فرخزاد

حتما نوشتار انقلابی به نام فروغ فرخزاد را بخوانید.

 کسی به فکر گل‌ها نیست
کسی به فکر ماهی‌ها نیست
کسی نمی‌خواهد
باور کند که باغچه دارد می‌میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می‌شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست.
حیاط خانه س ما تنهاست
حیاط خانه‌س ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می‌کشد
و حوض خانه‌ی ما خالیست
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می‌افتند
و از میان پنجره‌های پریده رنگ خانه‌ی ماهی‌ها
شب ها صدای سرفه می‌آید
حیاط خانه‌ی ما تنهاست.

پدر میگوید:
«از من گذشته ست
از من گذشته ست
من بار خودم را بردم
و کار خودم را کردم»
و در اتاقش ، از صبح تا غروب،
یا شاهنامه می‌خواند
یا ناسخ التواریخ
پدر به مادر می‌گوید:
«لعنت به هرچی ماهی و هرچه مرغ
وقتی که من بمیرم دیگر
چه فرق می‌کند که باغچه باشد
یا باغچه نباشد
برای من حقوق تقاعد کافیست.»

مادر تمام زندگی‌اش
سجاده‌ایست گسترده
در آستان وحشت دوزخ
مادر همیشه در ته هر چیزی
دنبال جای پای معصیتی می‌گردد
و فکر می‌کند که باغچه را کفر یک گیاه
آلوده کرده است .
مادر تمام روز دعا می‌خواند
مادر گناهکار طبیعیست
و فوت می‌کند به تمام گلها
و فوت می‌کند به تمام ماهی‌ها
و فوت می‌کند به خودش
مادر در انتظار ظهور است
و بخششی که نازل خواهد شد.

برادرم به باغچه می‌گوید قبرستان
برادرم به اغتشاش علف‌ها می‌خندد
و از جنازه های ماهی‌ها
که زیر پوست بیمار آب
به ذره‌های فاسد تبدیل می‌شوند
شماره بر می‌دارد
برادرم به فلسفه معتاد است
برادرم شفای باغچه را
در انهدام باغچه می‌داند.
او مست می‌کند
و مشت می‌زند به در و دیوار
و سعی می‌کند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مأیوس است
او ناامیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار می‌برد
و ناامیدی‌اش
آنقدر کوچک است که هر شب
در ازدحام میکده گم می‌شود .

و خواهرم دوست گل‌ها بود
و حرف‌های ساده قلبش را
وقتی که مادر او را می‌زد
به جمع مهربان و ساکت آن‌ها می‌برد
و گاهگاه خانواده‌ی ماهی‌ها را
به آفتاب و شیرینی مهمان می‌کرد...
او خانه‌اش در آن‌سوی شهر است
او در میان خانه‌ی مصنوعی‌اش
و در پناه عشق همسر مصنوعی‌اش
و زیر شاخه‌های درختان سیب مصنوعی
آوازهای مصنوعی می‌خواند
و بچه‌های طبیعی میزاید
او
هر وقت که به دیدن ما می‌آید
و گوشه‌های دامنش از فقر باغچه آلوده می‌شود
حمام ادکلن می‌گیرد
او
هر وقت که به دیدن ما می‌آید
آبستن است.

حیاط خانه‌ی ما تنهاست
حیاط خانه‌ی ما تنهاست
تمام روز
از پشت در صدای تکه‌تکه شدن میآید
و منفجر شدن
همسایه‌های ما همه در خاک باغچه‌هاشان بجای گل
خمپاره و مسلسل می‌کارند
همسایه‌های ما همه بر روی حوض‌های کاشیشان
سرپوش می‌گذارند
و حوضهای کاشی
بی آنکه خود بخواهند
انبارهای مخفی باروتند
و بچه های کوچه‌ی ما کیف‌های مدرسه‌شان را
از بمب‌های کوچک پر کرده‌اند .
حیاط خانه‌ی ما گیج است.

من از زمانی که قلب خود را گم کرده است می‌ترسم
من از تصویر بیهودگیِ این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت می‌ترسم
من مثل دانش‌آموزی
که درس هندسه‌اش را
دیوانه‌وار دوست می‌دارد تنها هستم
و فکر می‌کنم...
و فکر می‌کنم...
و فکر می‌کنم...
و قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
و ذهن باغچه دارد آرام‌آرام
از خاطرات سبز تهی می‌شود.

فروغ فرخزاد مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

شعر «ای مرز پرگهر» از فروغ فرخزاد

حتما نوشتار انقلابی به نام فروغ فرخزاد را بخوانید.

فاتح شدم
خود را به ثبت رساندم
خود را به نامی، در یک شناسنامه، مزین کردم
و هستی‌ام به یک شماره مشخص شد
پس زنده‌باد ۶۷۸ صادره از بخش ۵ ساکن تهران
دیگر خیالم از همه سو راحتست
آغوش مهربان مام وطن
پستانک سوابق پرافتخار تاریخی
لالائی تمدن و فرهنگ
و جق و جقِ جقجقهٔ قانون…
آه
دیگر خیالم از همه سو راحت است


از فرط شادمانی
رفتم کنار پنجره، با اشتیاق، ششصد و هفتاد و هشت بار هوا را که از غبار پهن
و بوی خاکروبه و ادرار، منقبض شده بود
درون سینه فرو دادم
و زیر ششصد و هفتاد و هشت قبض بدهکاری
و روی ششصد و هفتاد و هشت تقاضای کار نوشتم فروغ فرخ زاد
در سرزمین شعر و گل و بلبل
موهبتیست زیستن، آنهم
وقتی که واقعیت موجود بودن تو پس از سال‌های سال پذیرفته می‌شود


جائی که من
با اولین نگاه رسمیم از لای پرده، ششصد و هفتاد و هشت شاعر را می‌بینم
که، حقه بازها، همه در هیئت غریب گدایان
در لای خاکروبه، به دنبال وزن و قافیه می‌گردند


و از صدای اولین قدم رسمیم
یکباره، از میان لجن زارهای تیره، ششصد و هفتاد و هشت بلبل مرموز
که از سر تفنن
خود را به شکل ششصد و هفتاد و هشت کلاغ سیاه پیر در آورده‌اند
با تنبلی بسوی حاشیهٔ روز می‌پرند
و اولین نفس زدن رسمیم
آغشته می‌شود به بوی ششصد و هفتاد و هشت شاخه گل سرخ
محصول کارخانجات عظیم پلاسکو


موهبتیست زیستن، آری
در زادگاه شیخ ابودلقک کمانچه‌کش فوری
و شیخ ای دل ای دل تنبک تبار تنبوری
شهر ستارگان گران وزن ساق و باسن و پستان و پشت جلد و هنر
گهوارهٔ مؤلفان فلسفهٔ «ای بابا به‌من‌چه ولش کن»
مهد مسابقات المپیک هوش  آهجائی که دست به هر دستگاه نقلی تصویر و صوت میزنی، از آن
بوق نبوغ نابغه‌ای تازه سال می‌آید
و برگزیدگان فکری ملت
وقتی که در کلاس اکابر حضور می‌یابند
هر یک به روی سینه، ششصد و هفتاد و هشت کباب پز برقی
و بر دو دست، ششصد و هفتاد و هشت ساعت ناوزر ردیف کرده و می‌دانند
که ناتوانی از خواص تهی کیسه بودنست، نه نادانی


فاتح شدم!  بله فاتح شدم!
اکنون به شادمانی این فتح
در پای آینه، با افتخار، ششصد و هفتاد و هشت شمع نسیه می‌افروزم
و می‌پرم به روی طاقچه تا با اجازه، چند کلامی
دربارهٔ فوائد قانونی حیات بعرض حضورتان برسانم
و اولین کلنگ ساختمان رفیع زندگیم را
همراه با طنین کف زدنی پرشور
بر فرق فرق خویش بکوبم
من زنده‌ام، بله، مانند زنده رود، که یکروز زنده بود
و از تمام آنچه که در انحصار مردم زنده‌ست، بهره خواهم برد


من می‌توانم از فردا
در کوچه‌های شهر، که سرشار از مواهب ملیست
و در میان سایه‌های سبکبار تیرهای تلگراف
گردش کنان قدم بر دارم
و با غرور، ششصد و هفتاد و هشت بار، به دیوار مستراح های عمومی بنویسم
خط نوشتم که خر کند خنده


من می‌توانم از فردا
همچون وطن پرست غیوری
سهمی از ایده‌آل عظیمی که اجتماع
هر چار شنبه بعد از ظهر، آنرا
با اشتیاق و دلهره دنبال می‌کند
در قلب و مغز خویش داشته باشم
سهمی از آن هزار هوس پرور هزار ریالی
که می‌توان به مصرف یخچال و مبل و پرده رساندش
یا آنکه در ازای ششصد و هفتاد و هشت رأی طبیعی
آنرا شبی به ششصد و هفتاد و هشت مرد وطن بخشید


من میتوانم از فردا
در پستوی مغازهٔ خاچیک
بعد از فرو کشیدن چندین نفس، ز چند گرم جنس دست اول خالص
و صرف چند بادیه پپسی کولای ناخالص
و پخش چند یاحق و یاهو و وغ وغ و هوهو
رسماً به مجمع فضلای فکور و فضله های فاضل روشنفکر
و پیروان مکتب داخ داخ تاراخ تاراخ بپیوندم
و طرح اولین رمان بزرگم را
که در حوالی سنهٔ یکهزار و ششصد و هفتاد و هشت شمسی تبریزی
رسماً به زیر دستگاه تهی دست چاپ خواهد رفت
بر هر دو پشت ششصد و هفتاد و هشت پاکت
اشنوی اصل ویژه بریزم


من میتوانم از فردا
با اعتماد کامل
خود را برای ششصد و هفتاد و هشت دوره به یک دستگاه مسند مخمل پوش
در ملس تجمع و تأمین آتیه
یا مجلس سپاس و ثنا میهمان کنم
زیرا که من تمام مندرجات مجلهٔ هنر و دانش و تملق و کرنش را میخوانم
و شیوهٔ «درست نوشتن» را می‌دانم
من در میان تودهٔ سازنده‌ای قدم به عرصهٔ هستی نهاده‌ام
که نیروی عظیم علمیش او را
تا آستان ساختن ابرهای مصنوعی
و کشف نورهای نئون پیش برده است
البته در مراکز تحقیقی و تجاربی پیشخوان جوجه کبابی‌ها


من در میان تودهٔ سازنده‌ای قدم به عرصهٔ هستی نهاده‌ام
که گرچه نان ندارد، اما بجای آن
میدان دید باز و وسیعی دارد
که مرزهای فعلی جغرافیائیش
از جانب شمال، به میدان پر طراوت و سبز تیر
و از جنوب، به میدان باستانی اعدام
ودر مناطق پر ازدحام، به میدان توپخانه رسیدست
و در پناه آسمان درخشان و امن امنیتش
از صبح تا غروب، ششصد و هفتاد و هشت قوی قوی‌هیکل گچی
به اتفاق ششصد و هفتاد و هشت فرشته
— آنهم فرشتهٔ از خاک و گل سرشته — به تبلیغ طرحهای سکون و سکوت مشغولند

فاتح شدم!  بله فاتح شدم!
پس زنده باد ۶۷۸ صادره از بخش ۵ ساکن تهران
که در پناه پشتکار و اراده
به آنچنان مقام رفیعی رسیده است، که در چارچوب پنجره‌ای
در ارتفاع ششصد و هفتاد و هشت متری سطح زمین قرار گرفته‌ست
و افتخار این را دارد
که می‌تواند از همان دریچه — نه از راه پلکان — خود را
دیوانه‌وار به دامان مهربان مام وطن سرنگون کند
و آخرین وصیتش اینست
که در ازای ششصد و هفتاد و هشت سکه، حضرت استاد آبراهام صهبا
مرثیه‌ای به قافیهٔ کشک در رثای حیاتش رقم زند

فروغ فرخزاد – مجموعه‌ی تولد دیگر

تعمیر لوازم خانگی اصفهان

چرا انتخاب آژانس تعمیراتی اصفهان تعمیر؟

هدف ما جلب رضایت شماست پس سرعت بالا ، گارانتی تعمیر و هزینه مناسب را برای تعمیرات لوازم خانگی در اصفهان رعایت میکنیم.

تعمیر لوازم خانگی اصفهان

عضو اتحادیه تعمیرات لوازم خانگی اصفهان( کد ۴۳۵۸۷) ارائه فاکتور , نمایندگی برندهای معتبر

خدمات سریع تعمیرات و ارائه فاکتور

یک ساعت پس از تماس شما متخصصین ما برای تعمیر در محل حاضر هستند

گارانتی تعمیر

پس از تعمیر لوازم خانگی شما در اصفهان ما آن را گارانتی می نماییم.

هزینه منصفانه و مناسب

نگران هزینه تعمیرات نباشید هزینه در مجموعه ما کاملا منصفانه و مناسب می باشد . هدف ما رضایت شماست لینک های مفید : برای کسب اطلاعت بیشتر میتوانید همیشه با ما همراه باشید.

تعمیررا تیم فنی ما توسط سرویس کار پکیج در اصفهان که سالهای زیادی تجربه تعمیر پکیج در اصفهان را بر عهده دارن انجام میدهد بنابراین کیفیت کار ما و سرویس پکیج در اصفهان که از ما دریافت میکند با خدمات روز و تعمیر کار پکیج متخصص در اصفهان می باشد خدمات تعمیراتی ما قطعا متفاوت خواهد و از تعمیر پکیج در اصفهان توسط ما راضی خواهید بود.

تعمیرات لوازم خانگی

هزینه تعمیر پکیج در اصفهان سوالی می باشد که اکثر کسانی که میخواهند از خدمات پکیج تیم فنی اصفهان تعمیر برای تعمیر پکیج در اصفهان استفاده کننده ، دارند. هزینه تعمیر پکیج در اصفهان بستگی به خدماتی دارد که شا از تعمیر کار پکیج در اصفهان دریافت میکنید انصافی که آن تعمیر کار پکیج در اصفهان و مجموعه مدیریتی تعمیرات پیکج در اصفهان دارد بستگی دارد. از این رو ما تلاش میکنیم برای تعمیرات پکیج در اصفهان کمترین هزینه را برای کسی که تعمیر کار پکیج در اصفهان نیاز دارد را داشته باشد و انصاف را سرلوحه کار قرار داده تا بتوانیم از برکات رزق با رضایت و مشتری راضی گسترش کسب کار خود بپردازیم برای همین ما توصیه سرویس کار پیکج در اصفهان را از مجموعه خدماتی اصفهان تعمیر را برای شما داریم.  

تعمیر اجاق گاز در اصفهان

تعمیر اجاق گاز در اصفهان زیر نظر بهترین سرویس کاران اجاق در دپارتمان جداگانه در آژانس تعمیرات لوازم خانگی اصفهان تعمیر در اصفهان. برای صحبت با تعمیر کاران اجاق گاز اصفهان تعمیر میتوانید با شماره ۰۹۱۳۲۶۷۵۵۶۱تماس حاصل فرمایید تا اطلاعات لازم در در خصوص سرویس خدمت شما توضیح داده شود.

۰۹۱۳۲۶۷۵۵۶۱ قربانی

اگر اجاق شما سالم است و فقط نیاز به قطعه و یا شیشه و.. دارید به خیابان طالقانی مراجعه کنید. اما اگر در کنار قطعه نیاز به تعمیر کار دارید مثلا شیشه نیاز دارید و تعمیر کارم هم برای نصب شیشه میتوانید به ما مراجعه کنید.  

تعمیر اجاق گاز در اصفهان

اجاق گاز از وسایل اشپزخانه می باشد که اگر خراب شود کارهای خدماتی آشپزخانه باقی می ماند و نیاز است یک تعمیر کار با سرعت و دقت لازم اقدام به تعمیر اجاق گاز در اصفهان نماید. از این رو کلیه سرویس ها مبحث سرعت و دقت را برای تعمیر دستگاه را دارا می باشد. در زیر به ویژگی های اصفهان تعمیر می پردازیم و شما در حین تعمیرات اجاق گاز میتوانید چه انتظاراتی را از سرویس کار داشته باشید.
نمایندگی تعمیرات اجاق گاز در اصفهان

ویژگی های تعمیر کار اجاق

  • سرعت حضور در محل
تعمیر کار اجاق گاز در اصفهان تعمیر حتما باید بین یک یا دو ساعت بعد از تماس شما در محل حاظر شوند و اقدام به تعمیر دستگاه کنند و رضایت شما را حاصل کنند. پس برای تعمیر حتما سرعت حضور را دارد.
  • قطعات فابریک اجاق گاز
تعمیر کار اجاق گاز باید در هر صورت اقدام به تعمیر قطعه خراب کند.

تعمیرات تخصصی انواع اجاق

اما اگر نیاز شد قطعه ایی تعویض کند حتما از قطعات فابریک همان برند اجاق گاز باید استفاده کنند و مشتری را در مورد همه مباحث که برای تعمیر پیش می رود در جریان بگزارد. استفاده از قطعات فابریک اجاق گاز باعث می شود دستگاه زود نیاز به سرویس نداشته باشد.
  • تخصص به دانش سیستم اجاق
سرویس کار که در مجموعه ما همه دارای دو دهه سابقه درتعمیر اجاق گاز در اصفهان می باشند. و تخصص به سیستم اجاق را دارا می باشند و با گرفتن یک سری اطلاعات که سابق اجاق از خرابی دستگاه میدهد. سرویس کاران ما سریع اقدام به تعمیر دستگاه میکند و از هزینه اضافی برای شما جلوگیری خواهد کرد.
  • گارانتی تعمیرات
  یعنی اگر اجاق شما در این مدت نیاز به تعمیر اجاق گاز در اصفهان سرویس داشت (همان قسمتی که تعمیر شده است)به صورت رایگان نیز سرویس می شود.
تعمیر اجاق گاز در اصفهان

تعمیر اجاق گاز در اصفهان

بزرگترین هدف ما جلب رضایت شما می باشدپس برای جلب رضایت شما در تعمیرات از نظر پشتیبانی ، قیمت ، تعمیرات را به بهترین نحو انجام می دهند تا مشکلی پیش نیاید.

مشکلات مرسومی با فر و اجاق گاز به شرح ذیل می باشد:

  1. ولوم را پس از مدت زمان مدید که نگه میداریم شعله روشن نمیشود.
  2. فندک اجاق گاز کار نمی کند و شعله روشن نمیکند.
  3. در زمان طولانی شعله اجاق گاز روشن میشود.
  4. فر اجاق گرم نمیکند.
  5. شیشه فر اجاق گازدر اثر سرما ویا گرما شکسته است.
  6. شیشه اجاق گاز شکسته است
  7. صفحه دیجیتالی اجاق گاز روشن نمیشود
  8. برد الکترونیکی اجاق گاز خراب شده و اجاق گاز روشن نمیشود
  9. ترموکوپل اجاق گاز خراب است .
معمولا قطعات مصرفی که نیاز به تعویض دارد برای تعمیر اجاق گاز : بوبین ، ترموکوپل ، استارتر ، سر شعله ها .. می باشد.

هزینه سرویس

هزینه سرویس بستگی دارد به اینکه دستگاه شما چه مشکلی دارد و ایا قطعات برای تعویض نیاز است یا خیر؟   برای اینکه طول عمر اجاق گاز شما بیشتر شود اینکه کمتر به تعمیر اجاق گاز در اصفهان نیاز داشته باشید، میتوانید کارهای زیر را انجام دهید:
  • کلاهک های شعله اجاق گاز خود را به طور منظم چک کنید.
  • شعله پیوسته آبی رنگ باید باشد.
  • وقتی شعله اجاق گاز زرد یا نارنجی باشد باید تمیز شوند.